حسين فاطمى
115
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
چنان ده پايه همت بلندم * كه از هر دو جهان دل در تو بندم بهر مويم كه از اندام رويد * زبانى ده كه تسبيح تو گويد دلى كو نيست در دين ، يار با من * اگر خود جان بود مگذار با من « 1 » فساد جامعه كتاب انيس الادباء ، از كتاب ايقاظ العلماء نقل مىكند : چون در عصر خودمان ، ديدم خرابى بنيان دين و ملت و خاموشى چراغ شريعت سيد المرسلين به غرب نمودن خورشيدهاى اهل علم و ايمان و ظاهر شدن خفاشهاى جاهلين در اين زمان ، كه بازار علم بىرواج و متاعش فاسد و مدرسههاى آن در تعطيل و مجالس آن باطل و حاميان آن ذليل و ناصران آن كم ، به خلاف نادانى كه متاعش نافع و علمهاى آن بلند ، صاحبان آن مكرّم ، استهزا به علم و طالبان آن مىنمايند . « اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ » « 2 » * « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سبيلا » « 3 » ايام ، كمك به تربيت مردمان لئيم مىدهد و توقير اهل جهل و ظلم مىكند . و دشمنى با اهل علم و عرفان و خوار نمودن اهل حكمت و برهان ، فراوان و راههاى امر به معروف و نهى از منكر مسدود و سد شدن امر به معروف و نهى از منكر ، از سختترين مصيبات و داهيه هاست ، به انعكاس روهاى مردم به پشت و اعراض آنها از آخرت به دنيا . گويا قرائت ننمودهاند كه « وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى » « 4 » تعجب من زياد و تفكر من به طول انجاميد . پس گفتم : « اللهم عظم بلائنا » خدايا ! بلاى ما بزرگ شده . بدى حال ما به حد افراط رسيده و أعمال قاصر ما و اخلاق ذميمه ما ، ما را از كار آخرت بازداشته . خدايا ! رحم نما علماء و امراى ما را . يافتم منشأ اين خلل عظيم و بنيان اين خطر قويم و مبدأ اين ظلم جسيم ، از دو طايفه مىباشد : العلماء و الامراء . همچنانكه در خبر است از وصاياى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چنان كه در بحار دارد فرمود : دو صنف از امت من اگر خوب شدند ، امت من خوب مىشوند و اگر فاسد شدند ، امت فاسد ميشوند . عرض كردند : يا رسول اللّه ! آنها كيانند ؟ فرمود : فقها و امرا . و بنابر آنچه سيد جزائرى فرموده در كتاب موسوم به « مسكن
--> ( 1 ) . ديوان نظامى گنجوى ص ، « انيس الادباء » ص 416 . ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، آيه 15 . ( 3 ) . سورهء فرقان ( 25 ) ، آيه 44 . ( 4 ) . سورهء ضحى ( 93 ) ، آيه 4 .